متیسها یکی از گروههای بومی کمتر شناختهشده در کانادا هستند که در طول تاریخ با چالشهای فراوانی در زمینه شناسایی حقوق خود مواجه بودهاند. علیرغم اینکه قانون اساسی کانادا تصریح میکند که «مردم بومی کانادا شامل مردمان هندی، اینوئیت و متیس هستند»، اما در عمل متیسها به طور مداوم در تلاش برای به رسمیت شناختن حقوق ذاتی خود به عنوان یک گروه بومی بودهاند.
تاریخچه و هویت متیسها
هویت متیسها از تاریخ مشترک، اراده سیاسی، سنتهای فرهنگی و شبکههای خانوادگی شکل گرفته است که به قبل از مرزهای استعماری برمیگردد. سرزمین مادری ما شامل استانهای پُرایری آلبرتا، ساسکاچوان و منیتوبا و همچنین بخشهایی از بریتیش کلمبیا، انتاریو، قلمروهای شمال غربی و داکوتای شمالی است. با این حال، متیسها به اشتباه به عنوان افرادی که تنها نیمی اروپایی و نیمی از ملتهای اول هستند، شناخته میشوند.
بیشتر بخوانید: تحلیل تجربیات روانشناسان سیاهپوست در دانشگاههای آفریقای جنوبی
به عنوان یک مردم پس از تماس، متیسها از همان ابتدا توسط آنهایی که با آنها روبرو شده بودند، به عنوان افرادی متفاوت از اقوام اول شناخته شدند. این موقعیت میان دو جهان، چالشی برای درک متیسها از سوی افرادی است که خارج از جامعه آنها قرار دارند و این پیچیدگیها باعث سردرگمی و آسیبپذیری آنها در برابر سوءاستفادههای احتمالی میشود.
چالشهای حقوقی و دستاوردها
در زمانهای کنونی که «حقایق قبل از آشتی» مطرح است، یکی از واقعیتهای کمتر شناختهشده در تاریخ کانادا این است که مردم متیس به طور مداوم حقوق و هویت بومی خود را از طریق روشهای قانونی مطرح کردهاند. نویسنده و وکیل بازنشسته متیس، ژان تیللت، در اثر خود «شمالغرب مادر ماست: داستان مردم لوئی ریل» به این موضوع پرداخته است. متیسها از زمان تأسیس ملت خود، جمع شده و سازماندهی شدهاند.
این گردهماییها شامل بحثهای حقوقی و برنامهریزیها بوده است. تاریخنگار متیس، لارنس بارکول، به برخی از درخواستهای متعدد ارسال شده به دامینین کانادا اشاره میکند که از اواسط دهه ۱۸۴۰ آغاز شده و متیسها به طور گسترده از حق خود برای درخواست شناسایی حقوق خود، از جمله حقوق زمین، استفاده کردهاند. با این حال، به ندرت این درخواستها موفقیتآمیز بودهاند.
شمول متیسها در قانون اساسی کانادا در سال ۱۹۸۲ به عنوان یکی از سه گروه «بومی» لحظهای امیدوارکننده بود که توسط رهبر متیس، هری دانیلز، و دیگران هدایت شد. اما پس از آن، تصمیم دیوان عالی کانادا در مورد حقوق برداشت برای متیسها و تعریف محدود آنها در آزمون «پاولی» سؤالات بیشتری را نسبت به پاسخها ایجاد کرد. همچنین، تصمیم دانیلز در سال ۲۰۱۶ مبنی بر اینکه متیسها و افراد بدون وضعیت در دسته «هندیها» قرار میگیرند، با اصطلاح «نژاد مختلط» خود مسئلهساز شد.
در نهایت، تصمیمات قانونی مبهم و پیچیده به پیشرفت در شناسایی حقوق متیسها از جمله حقوق زمین، آموزش و بهداشت آسیب رسانده است. پژوهشگر و نویسنده متیس، چلسی وول، این مشکل را به عنوان «سیبزمینی داغ» در زمینه شناسایی حقوق متیسها توصیف کرده است.
به مناسبت دهمین سالگرد تصمیم دانیلز، شورای ملی متیس اعلام کرد: «ده سال بعد، شهروندان متیس همچنان با نابرابری در دسترسی به خدمات اساسی مواجه هستند. در بسیاری از موارد، دولتهای متیس در تلاشند تا شکافها را پر کنند بدون اینکه حمایت پایدار و متناسبی از سوی دولت فدرال وجود داشته باشد.»
در این شرایط نااطمینانی، مقامات و سیاستگذاران بدون درک واقعی از تاریخ و هویت ملت متیس تصمیمگیری میکنند. فراتر از دادگاهها، مردم متیس به طور مداوم گردهماییهایی برگزار میکنند تا در مورد مسائل روز بحث کنند و به یادآوری تاریخ خود بپردازند. گردهماییهای فرهنگی متیسها همچنان ادامه دارد و در مکانهای تاریخی مهمی مانند باتوش برگزار میشود.
همچنین، سازمانهای نماینده متیس مانند ملت متیس بریتیش کلمبیا، دولت متیس اوتیپیمیسوواک (آلبرتا) و دیگران به برگزاری گردهماییهای رسمی ادامه میدهند. در این میان، بزرگسالان و نویسندگان معتبری مانند ماریا کمپبل به یادآوری آنچه که از طریق اعمال ناعادلانه استعماری از دست رفته، پرداختهاند و بر اهمیت گردهماییها و گفتگوها تأکید کردهاند.
بیشتر بخوانید: مجمع عمومی سازمان ملل به نقشه عادلانهتری برای جهان رأی داد · گرگ استنتون و چالشهای انجام «دشوترین شغل دنیا»




