پروفسور کوریون مپالینگ و Nokulunga Shabalala، دو روانشناس بالینی سیاهپوست، تجربیات خود را از چالشهای نظام آموزشی دانشگاهی در آفریقای جنوبی به اشتراک میگذارند. این پژوهش که به مدت سه سال ادامه داشت، به بررسی احساسات و تجربیات آنان در این سیستم میپردازد و نشان میدهد که چگونه دانشگاهها علیرغم ادعای تغییر، هنوز برای پذیرش کامل و معتبر این افراد تلاشی نکردهاند.
چالشهای هویتی در محیطهای دانشگاهی
زمانی که یک دانشجوی تحصیلات تکمیلی در کریدور hesitates به شما سلام کند یا شک کند که آیا واقعاً شایسته نشستن پشت آن میز هستید، در واقع واقعیتی را از دانشگاه میآموزید که هیچ سند سیاستی نمیتواند به شما بگوید. این سیستم ممکن است شما را برای تغییر استخدام کرده باشد، اما هنوز به اندازه کافی خود را تغییر نداده است تا شما را به طور کامل شناسایی کند.
بیشتر بخوانید: تجزیه و تحلیل شکست استراتژی ضد حوثی عربستان سعودی
مقالات ما درباره احساسات جوانان سیاهپوست در یک سیستم آموزشی است که میگوید خواهان حضور آنهاست اما در عمل برای آنها جایی نمیگذارد. در سال ۲۰۱۸، تنها ۱۹ درصد از سمتهای استادی متعلق به دانشمندان سیاهپوست بود در حالی که مردان سفیدپوست ۶۷ درصد از این سمتها را در اختیار داشتند، در سیستم آموزشی که ۸۰ درصد از دانشجویان آن سیاهپوست بودند.
فشارهای ساختاری و نادیدهگرفتن کارهای غیرقابل شمارش
آموزش عالی آفریقای جنوبی هنوز هم تحت تأثیر تاریخ استعماری و آپارتاید قرار دارد. محتوای درسی همچنان به دانش یوروسنتریک اولویت میدهد و فرهنگهای نهادی فرضیات خاصی درباره اینکه چه کسی اعتبار دارد و چه کسی باید به خاطر فرصتها شکرگزار باشد، داراست. اگرچه نمایندگی بهبود یافته است، اما تغییرات عمیقتر در مؤسسات هنوز هم قابل مشاهده نیست.
ما به عنوان روانشناسان متوجه میشویم که دانشگاهها به شدت تحت فشار برای تولید خروجیهای قابل شمارش قرار دارند. این فشار، دستور کار تغییر را تحتالشعاع قرار داده و کارهای غیرقابل شمارش، مانند کارهای مراقبتی، به حاشیه رانده شدهاند. این شامل کمک به دانشجویان در عبور از تردیدهای خود، آسانتر کردن پیروی از قواعد نانوشته دانشگاهی و ماندن در ساعات اضافی به دلیل نیازهای عاطفی دانشجویان است.
میزان کار مراقبتی بر دوش چه کسانی است؟ تحقیقات ما به طور دقیق این موضوع را اندازهگیری نمیکند، اما شواهد نشان میدهد که این بار بهویژه بر دوش زنان سیاهپوست میافتد. ما به عنوان آکادمیکهای جوان هنوز به آسیبپذیری دانشجویان نزدیک هستیم و نمیتوانیم فرض کنیم که همکاران ارشد ما به آن نزدیک نیستند.
مقالات ما در نهایت به دو نکته کلیدی اشاره میکند: اول اینکه، mentorship (راهنمایی) در بسیاری از موارد به عنوان یک مکان برای نگهبانی عمل میکند و دوم اینکه، فشار برای تولید خروجیها زمان لازم برای رشد به عنوان اندیشمند و معلم را تحتالشعاع قرار میدهد. این فشارها نه تنها برای آکادمیکها بلکه برای دانشجویان نیز عواقبی دارد.
پیامدهای این فشارها به خارج از دانشگاه نیز کشیده میشود و ممکن است باعث از دست رفتن آکادمیکهای جوان به دلیل فرسودگی یا ناامیدی شود. این در حالی است که دانشجویان نیز مربیانی را که با شرایط آنها آشنا هستند، از دست میدهند. وقتی کارهای رابطهای نادیده گرفته میشوند، دپارتمانها خالی میشوند و وقتی سیستم تنها به آنچه که قابل شمارش است پاداش میدهد، دامنه دانش و تولید کنندگان آن محدود میشود.
این موضوع تنها یک نگرانی آکادمیک نیست؛ بلکه کیفیت آموزشی که دانشجویان دریافت میکنند، ارتباط تحقیق با جامعه آفریقای جنوبی و اعتبار خود دستور کار تغییر را شکل میدهد. پژوهش اخیر ما پیشنهاداتی در سه سطح برای تغییرات اساسی ارائه میدهد.
بیشتر بخوانید: بو فرنچ و خشم نژادپرستان: تحلیلی بر تنشهای اجتماعی · چرا باید نگران بلبلهای آبی باشیم؟




