شرکتهای بزرگ فناوری در عصر حاضر به عنوان نهادهایی با قدرتی مشابه به شرکت هند شرقی در قرن نوزدهم به شمار میروند. در حالی که این شرکتها بدون داشتن ارتشهای خصوصی، کنترل بر بازارها و زیرساختهای دیجیتال را به دست آوردهاند، سوالاتی درباره نحوه کنترل و نظارت بر آنها مطرح میشود.
قدرت و ساختار شرکتها
قانون شرکتداری به شکلی منحصر به فرد امکان میدهد تا این نهادها به عنوان اشخاص حقوقی مستقل عمل کنند. این امر به آنها اجازه میدهد که داراییها را مالک شوند و قراردادهایی را به امضا برسانند. در حقیقت، این ساختار قانونی به شرکتها این امکان را میدهد که منابع را جمعآوری کرده و اهداف خود را در طول زمان دنبال کنند. به همین دلیل، از آن جا که شرکتها میتوانند به صورت مستقل از سرمایهگذاران خود عمل کنند، قدرت آنها به شدت افزایش یافته است.
بیشتر بخوانید: انتقاد از صنعت نظرسنجی سیاسی در بریتانیا به دنبال اتهامات Reform
شرکتهای بزرگ فناوری از این ساختار به عنوان ابزاری برای ایجاد و حفظ قدرت خود استفاده میکنند. آنها میتوانند با تجزیه و تحلیل دادهها، منابع جدیدی را شناسایی کرده و آنها را به اشکال جدیدی از سرمایه تبدیل کنند. این مسأله باعث میشود که آنها به سرعت در بازارها گسترش یابند و در نهایت به نهادهای تسلططلب تبدیل شوند.
ضرورت بازنگری در مقررات
تحلیلگران و پژوهشگران بر این باورند که نیاز به بازنگری در قوانین شرکتداری و نظارت بر این نهادها وجود دارد. اگرچه قوانین مربوط به رقابت، حریم خصوصی و نظارت بر پلتفرمها به طور مستقل وجود دارد، اما این قوانین به طور کامل به ریشههای قدرت این شرکتها نمیپردازند. در واقع، قوانین شرکتداری به عنوان بنیادیترین ابزار برای کنترل و نظارت بر این نهادها میتوانند مورد بازنگری قرار گیرند.
لینا خان، وکیل و رئیس سابق کمیسیون تجارت فدرال ایالات متحده، به جدایی ساختاری اشاره کرده است. او پیشنهاد میکند که پلتفرمهای غالب نباید همزمان به عنوان زیرساختهای حیاتی عمل کنند و همچنین در این زمینه رقابت کنند. این جدایی باید شامل مالکیت و نحوه عملکرد این نهادها باشد. به طور مثال، اگر یک کسبوکار رقابتی به یک زیرمجموعه منتقل شود، این مشکل حل نخواهد شد اگر همان گروه شرکتی بر هر دو کنترل داشته باشد.
قوانین جدید میتوانند به پلتفرمهای کنترلی که زیرساختهای دیجیتال حیاتی را اداره میکنند، وظایف حکومتی عمومی را تحمیل کنند. این وظایف شامل دسترسی غیر تبعیضآمیز، شفافیت در قوانین و حفاظت از اطلاعات تجاری است که از کسبوکارهای وابسته به دست آمده است. همچنین، باید به افرادی که معیشتشان به این پلتفرمها وابسته است، نمایندگی در نحوه حکمرانی آنها داده شود.
در نهایت، در حالی که شرکتها میتوانند ارزشهای عظیم و مقیاسپذیری ایجاد کنند، دخالتهای نظارتی باید به گونهای انجام شود که از رشد مثبت و انباشت سرمایه در یک نهاد واحد تفکیک شود. تاریخ نشان میدهد که دولتها قادر به محدود کردن قدرتهای بسیار بزرگ هستند، اما قوانین شرکتداری نیز باید به عنوان ابزاری برای تحقق این هدف مورد بررسی و تجدید نظر قرار گیرد.
بیشتر بخوانید: بهبود نمرات دانشجویان دانشگاه پیتسبرگ با پرداخت هزینه خواب · چالشهای مراکز داده در استرالیا و تأثیرات آن بر آینده فناوری




