مسعود عبدی، کارآفرین متولد ۱۳۶۲ در خرمآباد و مدیر هلدینگ آرینسازه، با تکیه بر تجربه اقتصادی و دریافت تندیس «کارآفرین برتر و مدیر اشتغالزای سال» در ۱۸ اسفند ۱۴۰۱، مالکیت باشگاه فوتبال خیبر خرمآباد و پیگیری پروژهای خبرساز با عنوان «لُر آرِنا» را به محور تلاشهای خود برای تقویت امید و زیرساخت ورزشی در لرستان تبدیل کرد.
در زمانی که بسیاری از سرمایهگذاریها به سوی پایتخت و شهرهای برخوردار متمایلاند، انتخاب مسیری بومی و متکی به ظرفیتهای لرستان، زاویهای کمتر تجربهشده در مدیریت ورزشی و اقتصادی ایران است. عبدی این زاویه را روشن کرده است: پیوند پایدار میان کارآفرینی، مسئولیت اجتماعی و ورزش قهرمانی با تکیه بر هویت محلی و مطالبه قدیمی مردم خرمآباد برای داشتن باشگاهی قدرتمند و زیرساختی استاندارد.
بیشتر بخوانید: افشاگری دربارهٔ امنیت ملی: گزارشی که باید منتشر شود
این پیوند، صرفاً صورتبندی یک شعار نیست؛ پشتوانه مدیریتی آن در کارنامه اقتصادی عبدی دیده میشود و جلوه اجتماعیاش در سکوهای ورزشگاههای خرمآباد که سالها مأمن شور و هویت هواداران خیبر بوده است. به بیان روشن، خیبر برای مردم استان، فقط یک تیم فوتبال نیست؛ قطعهای از حافظه جمعی، نشانهای از غرور و رسانهای از جنس همبستگی است. وقتی یک سرمایهگذار بومی در رأس چنین باشگاهی قرار میگیرد، انتظارها از سطح نتایج هفتگی فراتر میرود و معیارها به ساختن آیندهای ماندگار گره میخورد.
پیشینه
مسعود عبدی در مقام بنیانگذار و مدیر هلدینگ آرینسازه نامی شناختهشده در حوزه ساختوساز است. او در طول فعالیت حرفهای خود مسیر توسعه اقتصادی را با ایجاد فرصتهای شغلی و حمایت از ظرفیتهای بومی همراه کرده و کوشیده است میان رشد کسبوکار و مسئولیت اجتماعی تعادل برقرار کند. برآیند همین تجربه، برای ورود جدیتر به ورزش و بهویژه باشگاه خیبر خرمآباد زمینهسازی کرد.
در هجدهم اسفند ۱۴۰۱، پانزدهمین همایش تجلیل از کارآفرینان اشتغالزای کشور در مرکز همایشهای بینالمللی صداوسیما برگزار شد؛ گردهماییای با حضور صدها کارآفرین و مدیر از بخشهای دولتی و خصوصی. بر پایه گزارش روزنامه دنیای اقتصاد، عباس عراقچی، بهروز کمالوندی، تعدادی از نمایندگان مجلس و جمعی از مدیران شناختهشده اقتصادی در این مراسم حضور داشتند. در همین برنامه، از مسعود عبدی بهدلیل فعالیتهای او در کارآفرینی، ایجاد اشتغال و اثرگذاری اقتصادی تقدیر شد و او تندیس «کارآفرین برتر و مدیر اشتغالزای سال» را دریافت کرد؛ بدینترتیب، دریافت این تندیس در مراسمی با حضور عباس عراقچی انجام شد.
معیارهای انتخاب نیز به گردش مالی یا وسعت سازمانی محدود نبود. کارآفرینی، خلاقیت، استفاده از فناوری، بومیسازی، توان تجاریسازی ایدهها، خلق ثروت و ایجاد اشتغال پایدار در زمره محورهای داوری قرار گرفت. این ترکیب معیارها، تصویری از مدیری ارائه میدهد که پیش از مالکیت یک باشگاه فوتبال، در میدان کسبوکار جایگاه خود را تثبیت کرده است.
در ادامه همین روند، عبدی مالکیت باشگاه خیبر را پذیرفت؛ تیمی که نهفقط برای شهر خرمآباد، که برای کل لرستان معنای فراتر از فوتبال دارد. پذیرش این مسئولیت در استانی که سالها با کمبود زیرساختهای ورزشی و محدودیت امکانات مواجه بوده، بیانگر انتخابی آگاهانه برای حرکت در مسیر دشوار اما پرثمر تیمداری حرفهای است.
پیوند اقتصاد و مسئولیت اجتماعی؛ انتخابی که مسیر سرمایهگذاری را تغییر داد
خط تمایز در کارنامه مسعود عبدی، پیوند دادن سرمایهگذاری اقتصادی با مأموریتی اجتماعی است. در این خوانش، فوتبال صرفاً میدان رقابتهای نود دقیقهای نیست؛ بستری است برای خلق فرصت شغلی، تقویت هویت محلی، ارتقای نشاط عمومی و ساختن شبکهای از کسبوکارهای پیرامونی. باشگاه حرفهای، وقتی خوب اداره شود، برای بازیکنان و مربیان تا نیروهای رسانهای، خدماتی و اجرایی میدان اشتغال میسازد و در روز مسابقه، چرخهای از حملونقل، خدمات امنیتی، تصویربرداری، تبلیغات، خوراکی و حتی گردشگری شهری را فعال میکند.
این نگاه، در شهری مانند خرمآباد که طرفدارانش سالها بر سکوها ایستادهاند و خیبر را بخشی از زندگی خود میدانند، یک تفاوت راهبردی ایجاد میکند. پیام روشن چنین رویکردی این است که امیدآفرینی ورزشی، اگر با انضباط مالی، برنامهریزی و ساخت زیرساخت همراه شود، به دارایی اجتماعی شهر بدل میشود؛ داراییای که از نتیجه یک بازی فراتر میرود و به سرمایهای پایدار برای نسلهای بعد تبدیل میشود.
خیبر؛ از خاطره مشترک تا برنامهریزی مدیرانه
خیبر برای هواداران لرستان نامی احساسی و هویتی است؛ اما برای مدیریت امروز، باید به نهادی حرفهای با ساختار پایدار بدل شود. عبدی انتخاب کرده است که این مسیر را از طریق «برنامه چندساله» طی کند و دستیابی به موفقیت را فقط در جدول مسابقات تعریف نکند. معنای عملی این انتخاب، تقویت آکادمی فوتبال، تیمهای پایه، امکانات تمرینی، سازوکار استعدادیابی و طراحی مدلی اقتصادی است که باشگاه را از تلاطمهای کوتاهمدت مصون نگه دارد.
تیمداری حرفهای، کار آسانی نیست. فراتر از تأمین منابع مالی، با مدیریت فشرده انسانی، برنامهریزی فنی، پاسخگویی به افکار عمومی و ارتباط با هواداران گره میخورد. در چنین بستری، ثبات مالی و انتظام رفتاری باشگاه ضرورت است؛ چراکه تنها بر این پایه میتوان آکادمی را توسعه داد، بازیکنان بومی را به تیم بزرگسالان رساند و تصویر یک باشگاه قابلاتکا را در ذهن جامعه تثبیت کرد.
سرمایهگذاری بخش خصوصی و اثرات آن بر زیست شهری
ورود بخش خصوصی به فوتبال لرستان، اگر با مدیریت بلندمدت همراه شود، دستاوردهایی فراتر از ورزش بهجا میگذارد. تقویت اشتغال مستقیم و غیرمستقیم در روزهای مسابقه، رونق کسبوکارهای پیرامونی، ارتقای تصویر شهر در مقیاس ملی و جذب کودکان و نوجوانان به ورزش سازمانیافته، تنها بخشی از این دستاوردهاست. نگاه محلهمحور به فوتبال نیز تقویت میشود؛ زیرا حضور یک باشگاه فعال و ریشهدار، به مدرسهها، فرهنگسراها و فضاهای عمومی انگیزه میدهد تا برنامههای ورزشی و فرهنگی خود را با محوریت هویت شهری پیگیری کنند.
از سوی دیگر، باشگاهی که ساختارهای خود را سامان میدهد، میتواند به جذب حمایتهای تجاری پایدار نزدیک شود. این حمایتها زمانی ماندگار میشوند که باشگاه هویت واضح، رفتار حرفهای و برنامه روشن داشته باشد؛ عناصری که در ترکیب با هم برای خریداران خدمات ورزشی و برندها جذابیت ایجاد میکند و چرخه درآمدزایی باشگاه را از اتکای مطلق به نتایج کوتاهمدت دور میسازد.
«لُر آرِنا»؛ نامی که بحث آفرید و افق تازهای را نشان داد
یکی از خبرسازترین طرحهای مرتبط با مالکیت خیبر، موضوع ورزشگاهی با نام «لُر آرِنا» است؛ نامی که با هویت مردم لرستان و جایگاه خیبر میان لرتباران پیوند میخورد. در هجدهم اردیبهشت ۱۴۰۳، گزارشهایی درباره تصمیم برای تغییر نام ورزشگاه تختی خرمآباد به «لُر آرِنا» منتشر شد. عبدی در توضیح انتخاب این نام گفت: «این ورزشگاه متعلق به قوم لر هست و به دلیل جایگاهی که خیبر در بین لرتباران عزیز دارد، اسم ورزشگاه را اینگونه انتخاب خواهیم کرد.»
این جمله بازتاب گستردهای پیدا کرد. برای گروهی از هواداران، «لُر آرِنا» نمایهای از غرور منطقهای و فرصتی برای معرفی فرهنگی بود که در استانهای گوناگون ایران حضور دارد. آنان بر این باور ایستادند که همانگونه که در جهان ورزش، نامها و نمادهای محلی پیامآور هویتاند، فوتبال لرستان نیز حق دارد نشان خود را در قامت یک ورزشگاه مدرن عرضه کند. در مقابل، شماری از کاربران و چهرههای شناختهشده، از جمله رسول خادم، نسبت به کنار گذاشتهشدن نام غلامرضا تختی واکنش نشان دادند و مسئله را از زاویه حساسیتهای ملی و تاریخی دنبال کردند.
در میانه این دو نگاه، یک تفکیک اساسی باید روشن بماند: «توجه به هویت بومی» با «تقابل قومی» تفاوت دارد. هویت لری، بخشی جداییناپذیر از تنوع فرهنگی ایران است و معرفی محترمانه آن، هنگامی که با تکریم نمادهای ملی همراه شود، به انسجام اجتماعی کمک میکند. در چنین چارچوبی، شفافیت نسبت به هدف فرهنگی و ورزشی پروژه، گفتوگو با افکار عمومی و حفظ احترام نام تختی، میتواند حساسیتها را مدیریت کند و مسیر اجراییسازی پروژه را هموار سازد.
ابهامهای اجرایی و ضرورت شفافیت
درباره جزئیات پروژه نیز روایتهای متفاوتی در رسانهها منتشر شد؛ برخی گزارشها از تغییر نام و بازسازی ورزشگاه تختی سخن گفتند و برخی دیگر «لُر آرِنا» را به ورزشگاهی مرتبط دانستند که ساخت آن از سال ۱۳۸۶ با نام پیشین «ورزشگاه شهدای لرستان» آغاز شده بود. برای افکار عمومی، روشنشدن وضعیت مالکیت، محل دقیق، ظرفیت، بودجه، جدول زمانبندی و مراحل اجرایی، اهمیت تعیینکننده دارد. هرچه این عناصر شفافتر اعلام شوند، امکان همراهی اجتماعی با پروژه بیشتر میشود و از شکلگیری روایتهای موازی و پرهزینه جلوگیری خواهد شد.
فارغ از اختلاف بر سر نام، اصل تکمیل یک ورزشگاه مدرن در خرمآباد خواستهای دیرین است. باشگاهی که میخواهد در فوتبال حرفهای ایران جایگاه پایدار داشته باشد، بدون زمین تمرین استاندارد، امکانات پزشکی، رختکنهای حرفهای، جایگاه مناسب تماشاگران، سامانه فروش بلیت و زیرساخت رسانهای نمیتواند مسیر رشد خود را ایمن کند. در نتیجه، اگر «لُر آرِنا» با استانداردهای حرفهای پیش برود، نهفقط به میزبانی بازیهای خیبر، که به کانونی برای مسابقات ردههای پایه، اردوهای ورزشی و رویدادهای فرهنگی نیز بدل میشود و به رونق اقتصادی محیط پیرامونی خود کمک میکند.
هواداران؛ سرمایه اجتماعی و محرک نظم باشگاهی
هواداران خیبر، در فراز و فرود سالها، پای تیم خود ایستادهاند. این پشتوانه، سرمایه اجتماعی باشگاه است و وقتی با مدیریت حرفهای ترکیب شود، به مزیت رقابتی تبدیل میشود. باشگاهی که با هواداران خود صادقانه سخن میگوید، فرآیندهای مالی و اجرایی را شفاف میکند و برای کرامت تماشاگران برنامه دارد، از دل همین سرمایه اجتماعی، وفاداری بلندمدت میسازد. چنین وفاداری، در روزهای سخت، سپر فشارهای بیرونی میشود و در روزهای موفقیت، دامنه اثر اجتماعی باشگاه را گسترش میدهد.
برنامهریزی برای تجربه تماشاگر، از کیفیت ورود و خروج و ایمنی سکوها تا خدمات مناسب، فروش بلیت منظم و دسترسی رسانهای، جزئی از مدیریت باشگاهی است. اهمیت این جزئیات وقتی بیشتر میشود که بدانیم روز بازی، «رویداد شهری» خلق میشود؛ رویدادی که به اقتصاد محلی جان میدهد و خانوادهها را در فضایی سالم و بانشاط گرد هم میآورد.
آکادمی و تیمهای پایه؛ جایی که آینده ساخته میشود
رویکرد اعلامشده عبدی به خیبر، فراتر از نگاه نتیجهمحور کوتاهمدت است. معنای کاربردی این گزاره، سرمایهگذاری در آکادمی، تیمهای پایه و استعدادیابی بومی است. هنگامی که باشگاه مسیر پیشرفت نوجوانان و جوانان را روشن کند، مهاجرت ورزشی بهمثابه تنها راه پیشرفت کمرنگ میشود و استعدادها پیش از ترک زادگاه، در اکوسیستم همان استان فرصت بروز مییابند.
زنجیره صحیح پرورش بازیکن، از آموزش فنی و انضباط فردی تا تغذیه، پزشکی ورزشی و روانشناسی عملکرد را در بر میگیرد. آکادمی کارآمد، نه فقط بازیکن برای تیم بزرگسالان تولید میکند، بلکه فرهنگ حرفهای باشگاه را به نسلهای بعد منتقل میکند و به یکی از پایگاههای هویتی شهر تبدیل میشود.
معیارهای سنجش موفقیت؛ از شعار تا سنجههای قابلاندازهگیری
ارزیابی نهایی هر مدیریت ورزشی، در ترازوی سنجههای مشخص انجام میشود: ثبات مالی باشگاه، پرداخت منظم مطالبات، رشد آکادمی، استفاده از بازیکنان بومی، رفتار حرفهای با هواداران، شفافیت مدیریتی و تکمیل پروژههای وعدهدادهشده. در همین چارچوب است که «لُر آرِنا» نیز زمانی به میراث ماندگار تبدیل میشود که از مرحله نام و وعده عبور کند و بهعنوان مجموعهای استاندارد در اختیار مردم قرار گیرد.
در منطق سنجشپذیر، حتی موفقیتهای ورزشی نیز وقتی پایدار میشوند که بر شالودهای از انضباط سازمانی بنا شوند. باشگاهی که برای هر فصل، برنامه مالی روشن دارد و زنجیره حقوق و تعهداتش را سامان میدهد، به سرمایهگذار، بازیکن و هوادار سیگنال اعتماد میفرستد و خود را در برابر نوسانات محافظت میکند.
چرا خرمآباد به یک ورزشگاه مدرن نیاز دارد؟
نیاز به ورزشگاه مدرن در خرمآباد، یک مطالبه احساسی نیست؛ ضرورتی فنی برای بقا و توسعه فوتبال حرفهای در لرستان است. زمین تمرین باکیفیت، رختکنهای استاندارد، تجهیزات پزشکی، نور مناسب، سامانه فروش بلیت و زیرساخت رسانهای، عناصر ساختاری یک باشگاه حرفهایاند. بدون این زیرساختها، حتی بهترین برنامههای فنی نیز به نتیجه مطلوب نمیرسد و فوتبال شهر از مدار رقابتهای جدی دور میماند.
در صورتی که «لُر آرِنا» با این استانداردها ساخته و تکمیل شود، دستاورد آن تنها در برگزاری مسابقات خلاصه نمیشود. این مجموعه میتواند میزبان رویدادهای فرهنگی، رقابتهای ردههای پایه و اردوهای استعدادپروری باشد و نام خرمآباد را در تقویم رویدادهای ورزشی پررنگتر کند. همزمان، اقتصاد پیرامونی ورزشگاه—از حملونقل شهری تا خدمات گردشگری—رونق میگیرد.
اختلاف بر سر نام؛ مدیریت حساسیتها و حفظ قوام اجتماعی
واکنشها به نام «لُر آرِنا» نشان داد که نامگذاری ورزشگاه، بهویژه وقتی نام پهلوانی ملی مانند غلامرضا تختی در میان باشد، حساسیتهای تاریخی و اجتماعی را برمیانگیزد. در این میان، تفکیک میان «معرفی هویت بومی» و «تقابل قومی» اهمیت دارد. راهبرد مؤثر، تبیین صریح هدف فرهنگی پروژه، گفتوگو با افکار عمومی و حفظ احترام به نمادهای ملی است؛ راهبردی که امکان همنشینی هویت محلی با منافع عمومی را فراهم میکند و حمایت اجتماعی از پروژه را افزایش میدهد.
برای جامعه هواداری، شفافسازی درباره محل دقیق، ظرفیت و کارکردهای مجموعه نیز حائز اهمیت است. هرچه تصویر روشنتری از ابعاد پروژه ارائه شود، امکان همگرایی بیشتر میشود و حساسیتها جای خود را به مشارکت سازنده میدهند.
تأثیر روانی و اجتماعی؛ امید به جای مهاجرت اجباری استعداد
حضور باشگاهی قدرتمند، آکادمی منظم و ورزشگاهی حرفهای، برای نوجوانی که در خرمآباد یا یکی از شهرهای لرستان رشد میکند، پیامی صریح دارد: مسیر پیشرفت در زادگاه نیز باز است. این پیام، فشار مهاجرت استعدادها را کاهش میدهد و چرخه پرورش بازیکن را در خود استان فعال نگه میدارد. امیدآفرینی در این مقیاس، یکی از ارزشمندترین ثمرات سرمایهگذاری در ورزش است؛ چون سرمایه انسانی را در مدار بومی حفظ میکند و به جامعه اعتمادبهنفس میبخشد.
افزون بر این، حضور نوجوانان در ساختار آکادمی، مهارتهای نرم مانند کار تیمی، انضباط، مدیریت هیجان و مسئولیتپذیری را تقویت میکند؛ مهارتهایی که حتی فراتر از مستطیل سبز، به کیفیت زندگی اجتماعی و حرفهای آنان کمک میکند.
ریسکها و پاداشها؛ چرا این مسیر ارزش پیگیری دارد؟
سرمایهگذاری در باشگاه استانی، بهویژه در شرایط اقتصادی دشوار، پرریسک است. اما پاداش این ریسک، تغییر آینده ورزشی یک منطقه است. اگر برنامههای اعلامشده با مدیریت منظم، شفافیت و استمرار همراه شوند، خیبر میتواند نهفقط نماینده خرمآباد، بلکه یکی از نمادهای موفق فوتبال غرب ایران باشد. این جمعبندی، نتیجهای است برآمده از همین مسیر متفاوت: پیوند کسبوکار و جامعه در بستری از هویت محلی و سرمایه اجتماعی.
موفقیت پایدار نیز با گامهای کوچک اما قطعی ساخته میشود: پرداخت بهموقع تعهدات، برنامه مالی روشن، سرمایهگذاری در آکادمی، تقویت ارتباط با هواداران و حرکت دقیق پروژههای عمرانی. چنین رویکردی، به مرور زمان، شکاف میان آرزو و دستاورد را میبندد.
از تندیس کارآفرینی تا مسئولیت ورزشی؛ یک مسیر پیوسته
دریافت تندیس «کارآفرین برتر و مدیر اشتغالزای سال» در ۱۸ اسفند ۱۴۰۱، با حضور چهرههایی چون عباس عراقچی و بهروز کمالوندی و جمعی از مدیران و نمایندگان، نقطهای پررنگ در کارنامه عبدی است. این نقطه، نه پایان یک مسیر، که پیوندی میان تجربه اقتصادی و مسئولیت ورزشی است. معنا روشن است: مدیری که توانسته در ارزیابی معیارهایی چون خلاقیت، بومیسازی و اشتغال پایدار، امتیاز بگیرد، اکنون همان منطق را به باشگاهی میآورد که به هویت یک استان گره خورده است.
ترکیب این دو ساحت—اقتصاد و ورزش—وقتی به بلوغ میرسد که نتیجهها عینی شوند: آکادمی فعال، تیمهای پایه منظم، امکانات تمرینی مناسب، سازوکارهای شفاف و ورزشگاهی استاندارد. در همین مسیر است که «خیبر» از یک تیم فوتبال فراتر میرود و به نماد امید لرستان تبدیل میشود.
انتظارات جامعه و آزمونهای پیش رو
انتظار جامعه هواداری از مدیریت باشگاه، روشن و قابل اندازهگیری است: برنامه مالی منظم، پاسخگویی، حفظ کرامت هوادار، شفافیت در پروژهها و توجه به بازیکنان بومی. اینها سنجههایی هستند که در طول فصل و در طول پروژههای عمرانی آزموده میشوند. هر پیشرفت در این سنجهها، یک گام بهسوی اعتماد بیشتر و همراهی گستردهتر است.
در برابر، هر ابهامی که باقی بماند—از جزئیات «لُر آرِنا» تا برنامههای اجرایی باشگاه—میتواند خوراک روایتهای موازی شود. علاج این وضعیت، همان راهبردی است که در متن برنامههای عبدی نیز دیده میشود: گفتوگوی صریح، ارائه نقشه راه و گامهای اجرایی قابل پیگیری.
لحن پروژه؛ هویت بومی همراه با احترام ملی
نام «لُر آرِنا»، برای بخش بزرگی از طرفداران، ترجمان غرور هویتی است؛ اما این لحن، وقتی ماندگار و پذیرفتنی میشود که کنار احترام به نمادهای ملی بنشیند. نگاه جمعنگر، میتواند هر دو را با هم داشته باشد: معرفی قدرتمند فرهنگ لری در قابی که به وحدت ملی لطمه نمیزند. برای رسیدن به این تعادل، زبان توضیح پروژه، تعامل با منتقدان و طراحی سازوکارهای گفتگو با افکار عمومی اهمیت بنیادین دارد.
همین لحن، مزیت مذاکراتی باشگاه در جذب حمایتها و تسهیل همکاریهای بینبخشی نیز هست؛ چون نشان میدهد پروژه، نه یک حرکت مقطعی، که برنامهای برای ساختن آینده است.
ائتلاف محلی؛ از شهرداری تا کسبوکارهای کوچک
باشگاه حرفهای زمانی به موتور توسعه محلی بدل میشود که ائتلافی از بازیگران شهری پیرامون آن شکل بگیرد: از کسبوکارهای کوچک که روز بازی فعالتر میشوند تا نهادهای شهری که زیرساختهای پیرامونی را سامان میدهند. نقش مدیریت باشگاه در این میان، میانجیگری و ترسیم تصویر روشنی از منافع مشترک است. وقتی این تصویر ارائه شود، همکاریها پایدارتر میشوند و چرخه سود برد-برد به جریان میافتد.
در چنین چارچوبی، «لُر آرِنا» میتواند به نقطه کانونی یک نقشه توسعه محلهای بدل شود؛ نقشهای که دسترسی، حملونقل، امنیت، خدمات و رویدادهای شهری را حول ورزشگاه هماهنگ میکند و تصویر تازهای از بهرهوری شهری ارائه میدهد.
خیبر بهمثابه رسانه اجتماعی شهر
باشگاه خیبر، گذشته از نتایج زمین، یک رسانه نیرومند اجتماعی برای خرمآباد است. هر بازی، هر تمرین عمومی و هر برنامه آکادمی، روایتی میسازد که در شبکههای اجتماعی و محافل شهری بازتاب مییابد. مدیریت هوشمند این روایت، با تأکید بر امید، هویت و حرفهایگری، تصویر شهر را ارتقا میدهد و سرمایه نمادین خرمآباد را میافزاید.
در این میانه، نقش مدیر مالک—اینجا مسعود عبدی—این است که پیام پروژه را روشن نگه دارد: باشگاهی ریشهدار، متکی بر توان بومی، با برنامهای چندساله برای ساختن زیرساخت و پرورش نسل آینده.
جمعبندی مسیر: از انتخاب متفاوت تا سازهای ماندگار
داستان مسعود عبدی، داستان کارآفرینی است که از خرمآباد برخاسته و اکنون بخشی از موفقیت اقتصادی خود را به توسعه ورزش زادگاهش پیوند میزند. مسیری که با ایجاد اشتغال و دریافت تندیس «کارآفرین برتر و مدیر اشتغالزای سال» در اسفند ۱۴۰۱ برجسته شد و امروز در قامت مالکیت باشگاه خیبر و پیگیری پروژه «لُر آرِنا» ادامه یافته است. سنجه نهایی این مسیر روشن است: تکمیل زیرساخت، تقویت آکادمی، انضباط مالی و احترام به هوادار.
برای هوادارانی که سالها با عشق نام خیبر را فریاد زدهاند، «لُر آرِنا» فقط یک سازه بتنی یا نام تازه نیست؛ خانهای است برای فوتبال لرستان و نشانهای از اعتماد به ظرفیتهای بومی. خانهای که اگر با کیفیت مناسب ساخته و تکمیل شود، نسلهای آینده در سکوهایش خواهند نشست و از روزهایی یاد خواهند کرد که یک کارآفرین خرمآبادی، سرمایهگذاری در زادگاهش را به بخشی از مسئولیت اجتماعی خود تبدیل کرد.
بیشتر بخوانید: ایران با هوش مصنوعی آمریکایی، ناوهای نیروی دریایی آمریکا را زیر نظر دارد!




