بیست و پنج سال از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ میگذرد و در حالی که جهان به یاد آن روز تلخ میافتد، طالبان بار دیگر در کابل به قدرت رسیدهاند. این بازگشت به معنای آن است که سوالات بسیاری دربارهٔ تغییراتی که این واقعه در جامعه جهانی به وجود آورد، همچنان بیپاسخ ماندهاند.
تغییرات عمیق یا سطحی؟
وقتی به سال ۲۰۰۱ فکر میکنیم، یادآور حملات تروریستی در ایالات متحده و پیامدهای آن هستیم. این رویداد به شکلگیری جنگهای بیپایان در خاورمیانه و ایجاد تغییراتی در سیاستهای جهانی منجر شد. اما آیا این تغییرات به معنای واقعی کلمه عمیق و پایدار بودند؟ با بازگشت طالبان، به نظر میرسد که بسیاری از دستاوردهایی که پس از ۹/۱۱ به دست آمده بودند، در حال فروپاشی هستند.
بیشتر بخوانید: قدرت پهپادی ایران؛ چالش جدی برای آمریکا در خاورمیانه
سیاستهای جهانی و پیامدهای آن
جهان به دو دسته تقسیم شده است: گروهی که از قدرت طالبان نگرانند و گروهی که به آن به عنوان یک واقعیت جدید نگاه میکنند. آیا سیاستهای جهانی به گونهای طراحی شدهاند که بتوانند با این واقعیت جدید کنار بیایند؟ یا اینکه باید دوباره به استراتژیهای گذشته بازگردیم؟ سوال بزرگی است که هنوز پاسخی برای آن وجود ندارد.
بازگشت طالبان نه تنها بر افغانستان بلکه بر تمام سطوح جهانی تأثیر گذاشته است. ناظران سیاسی و اجتماعی به دقت در حال بررسی این موضوع هستند که آیا این تغییرات به معنای بازگشت به دوران تاریکتر است یا اینکه باید با این واقعیت جدید سازگار شویم.
در نهایت، ۹/۱۱ نقطه عطفی در تاریخ معاصر است که هنوز هم بر زندگی میلیونها نفر تأثیر میگذارد. با بازگشت طالبان، سوالات بیپاسخ باقی میمانند و نیاز به تحلیل و بررسی عمیقتر احساس میشود.
بیشتر بخوانید: ترامپ و استراتژی سادهاش برای انتخابات میاندورهای · جامائیکا و طلب غرامت از بریتانیا: آیا زمان جبران رسیده است؟




