برگزیت، آن وعده بزرگ رهایی از قید و بند بروکسل، اکنون به یک معما تبدیل شده است. با گذشت زمان و با مشاهده نتایج تلخ این خروج، بسیاری از سیاستمداران به این واقعیت پی بردهاند که وعدههای بزرگ در این مسیر نهتنها محقق نشده، بلکه برعکس، مشکلات جدیتری را برای کشور به ارمغان آورده است.
واقعیتهای تلخ برگزیت
تجربه برگزیت نشان میدهد که خروج از اتحادیه اروپا به هیچوجه آنچنان که وعده داده شده بود، سودآور نبوده است. بسیاری از شهروندان بریتانیا اکنون به وضوح میبینند که این تصمیم به کاهش سطح زندگی آنها منجر شده و وعدههای اقتصادی محقق نشده است. این مسأله بهطور خاصی در سخنرانیهای اخیر رهبری حزب اصلاحطلبان به چشم میخورد، جایی که بهجای جشن گرفتن از موفقیتهای گذشته، صحبت از چالشها و ناکامیها به میان آمده است.
فرصت برای تغییر
این بیاعتنایی به وعدههای دادهشده و واقعیتهای غیرقابل انکار، فرصتی را برای سیاستمداران جسور فراهم میکند. این افراد میتوانند با طرحهای نوین و بلندپروازانه، امید را در دل مردم زنده کنند و در عین حال به انتقادات پاسخ دهند. سیاستمدارانی مانند «اندی برنهام» میتوانند با ایجاد یک دستور کار تازه، نهتنها به بازسازی اعتماد عمومی بپردازند، بلکه در صدد جلب نظر رأیدهندگان نیز برآیند.
با توجه به این شرایط، بهنظر میرسد که زمان آن فرارسیده که سیاستمداران از وضع موجود خسته شوند و بهطور جدیتری به دنبال تغییر باشند. برگزیت، بهجای تبدیل شدن به یک موفقیت بزرگ، به یک زنگ خطر برای سیاستمداران تبدیل شده است. آیا آنها میتوانند از این وضعیت به نفع خود استفاده کنند و یک دستور کار جدید برای آینده بریتانیا تنظیم کنند؟




